mfnews.ir

انتشار: ۱۲:۱۸ - ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
کد خبر : ۸۵۵۵
تعداد بازدید: ۲۴۵۶
.....همه می دانید که سابقه بلند مرتبه سازي در ايران نيز به اوايل دهه ي 40 ميرسد. در سال 1339 سـاختمان 16 طبقـه اي بـه نـام « پلاسـكو» سـاخته شـد كـه مـي تـوان آن را اولـين سـاختمان بلنـد مرتبـه در ايـران دانست.

·      * نویسنده سید محمد جواد موسوی مدیر عامل شرکت عمران و مسکن شمال 

 نا گفته ، همه می دانید که سابقه بلند مرتبه سازي در ايران نيز به اوايل دهه ي 40 ميرسد. در سال 1339 سـاختمان 16 طبقـه اي بـه نـام « پلاسـكو» سـاخته شـد كـه مـي تـوان آن را اولـين سـاختمان بلنـد مرتبـه در ايـران دانست. در دهه ي 50 ساخت مجتمع هاي مسكوني در شـمال و شمال غرب تهران رونق يافت.با پیروزی انقلاب اسلامي،  بلند مرتبه سازي براي سالها متوقف شد. موج جديد بلند مرتبه سازي در سالهاي پاياني دهه ي 60 در پي افزايش قيمت زمين و فروش تراكم در تهران و ساير كلانشـهرهاي كشـور آغـازشد  اما این تمام ماجرا نیست.

بی تردید پیشرفت تکنولوژی شرط لازم بلند مرتبه سازی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته دنیاست اما شرط کافی نیست!  چرا که استفاده از تکنیک بیشتر بعنوان روش و ابزار محسوب می شود تا آنچه در پس ذهن یک عامل انسانی و تصمیم گیرنده نهفته است. در حقیقت ما در پدیده آسمانخراش ها با چیزی جز خودنمایی انسان مدرن مواجه نیستیم. انسانی که در مواجهه با مشکلات دنیایش و فضای زندگی اش به مناسب سازی و بهینه سازی سکونتگاه خود مبادرت می ورزد .

گاه این انسان مدرن است که احساس نیازش را به منصه ظهور می رساند و خود را در این راستا تجهیز می کند و شاید این همان موضوعی است که در ایران معاصر با آن روبرو هستیم؛ انسان مدرنی که علاوه بر ابزارهای مالی، خود را به لحاظ علمی فربه نموده و اینک باید با استفاده از آموخته ها و تجربیات مدرن، خود رامحک بزند!

مدرنیسم برای اثبات ادعاهایش در دنیا باید پیشرفت می کرد و اینک ایران نیز نمی تواند از ورود به قواعد این بازی سر باز زند. رشد شتابان جمعيت شهري و به تبع آن نياز به مسكن از يك سو و جلوگيري از گسـترش بـي رويـه شـهرها بـراي استفاده ي بهينه از زمين شهري و رفع مشكلات، سيما، فضا، كاربري اراضي، مسائل زيست محيطـي، حمـل و نقـل شهري ، یک راه حل در مقابل ذهن نخبگان شهرسازی قرار می دهد و آن هم  «بلند مرتبه سازي» و الگوي «شهر فشرده» را در راستاي توسعه ي پايدار شهري است.

بسیاری بر این باورند که  در راستاي حل مسائل امروزي و آينده ي آن، راهبرد شهر فشرده و پروژه هاي بلندمرتبه سازي، مي تواند محور توسعه ي آتي شهرهای ما قرار گيرد . رابطه ي بلندمرتبه سازي و توسعه اقتصادی ، اشتغال ، تامين نيازهاي ضروري اجتماعی و فرهنگی شهرنشینان و گـذران اوقات فراغت انسان خسته شهری امروز بر کسی پوشیده نیست. شاید امروزه اساس بسياري از طرح هاي شهري در جهان معاصر اين است كه با افـزايش تـراكم و احـداث سـاختمانهاي بلند مرتبه و توجه به كاربري مختلط و تركيبي ، تا آنجا كه ممكن است از سطح اشـغال سـاختمانها كاسته و با استفاده ي بهينه از زمين شهري، بتوان رابطه ي مناسبي را بـين عملكردهـاي انسانی و خصیصه های زیست محیطی بوجود آورد تا شهر و کشور و دنیایمان محل بهتری برای فرزندانمان و آیندگان باقی بماند.

بسیاری از مکاتب فکری در دنيا  در نحوه تجسمشان از نیازهای زندگی امروز بشر ، داراي پيوند هايي با بلند مرتبه سازي و نظريه شهر عمودي هستند. انسان در اين مكاتب عنصري بيولوژيك است كه داراي عملكردهاي متفاوت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است و نمی توان بدون توجه به این نیازها بر طبل گسترش زندگی شهری کوبید.

امروزه اساس بلندمرتبه سازي و هماهنگي عملكردهاي شهري با مفهوم شهر فشرده در هم پيچيـده است تا كنـون انديشـمندان مختلـف بـا بررسي و نقد وقايع برنامه ريزي شهري و شهرسازي ، پيشـنهادهاي مختلفـي را بـراي هدايت برنامه ريزي شهري، شهرسازي و طراحي شهري ارائه داده اند كه اسـاس همه ي آنها بر شـكل  هاي جديد شهري متمرکزاست .یعنی بايد برای نيازهاي در حال تحول اجتماعي شهروندان پاسخی وجود داشته باشد و همانگونه كه جامعه تغيير مي كند، بايد الگوهاي جديد ساختماني نيز ايجاد شوند.

بطور کلی شهر فشرده با ساختمانهای بلند مرتبه و آسمانخراش ها داراي امتيازات زيست محيطـي، انـرژي، منافع اجتماعي و فرهنگی عدیده ای است  که نمی توان از آن چشم پوشید. بحران های آلودگی هوا و بی آبی و تورم در این سالها دل همه ما را بسیار آزرده است. پس چرا در جهت علمی کاهش این بحرانها گام بر نداریم؟ نتایجی که از ساخت ساختمانهای بلندمرتبه و شهرهای فشرده عایدمان می شود کم نیست:

1ـ حذف محدوديت توسعه ي شهري، استفاده مجدد از زيرساختها و اراضي توسـعه يافتـه قبلي و تجديد حيات مناطق موجود شهري .

2ـ حمل و نقل عمومي با صرفه كه نياز اكثريت جمعيت شهري را بـرآورده سـاخته و در نتيجـه دسترسي و تحرك كلي افزايش پيدا خواهد كرد .

3ـ در نتيجه ي حمل و نقل عمومي حجم ترافيك موتوري، آلودگي هوا، خطر مرگ و جراحت و غيره كاهش مييابد .

4ـ مطلوبيت كاربريهاي مختلط به دليل بالابودن تراكم كلي جمعيت، كـاهش فواصـل سـفر بـه خاطر كاربريهاي مختلط و بالا بودن تـراكم جمعيـت، پيـاده روي و دوچرخـه سـواري بـه عنـوان كاراترين و مؤثرترين وسيله ي صرفه جويي در انرژي جهت دسترسي به تسهيلات محلي، وابسـتگي كمتر به اتومبيل .

5ـ محيط زيست بهتر به خاطر كاهش كلي و آلاينده هـا و گازهـاي گلخانـه اي و مصـرف كمتـر سوختهاي فسيلي و در نتيجه سلامتي بيشتر .

6ـ كاهش هزينه هاي گرمايش در نتيجه ي بافت شهري متراكمتر و همراه با مصرف كمتر انرژي و آلودگي كمتر .

7ـ پتانسيل اختلاط اجتماعي در نتيجه ي تراكمهاي زياد جمعيتي، و خصوصاً هنگاميكه با طيـف وسيعي از انواع گونه هاي مسكوني و ساكنين در محلات همراه باشد .

8ـ تمركز فعاليتهاي محلي در محلات و در نتيجـه بـالارفتن كيفيـت زنـدگي، امنيـت بيشـتر و محيطي فعالتر و همينطور حمايت از مشاغل و خدمات كه به مفهوم ايجـاد محيطـي اسـت بـراي رونق فعاليتهاي تجاري و اقتصادي .

فراموش نکنیم که آسمانخراشها نشانه هایی از هویت انسان مدرن هستند و هر جا پای انسان مدرن باز شود، جای خالی آسمانخراش ها مشهود است و در دنیای معاصر علاوه بر نشانه های هویتی و سمبل های شهری ، کارکردهای گردشگری و رفاهی و امنیتی فراوان می توان برای بلندمرتبه ها متصور بود. حالا زمان آن فرا رسیده که تهران اولین آسمانخراشش را بسازد چرا که ردپای انسان مدرن مدتهاست که در جامعه شهری ما بوجود آمده و در حال تکثیر است....


این یادداشت در روزنامه دنیای اقتصاد روز چهارشنبه 5 اسفند ماه 94 منتشر شده است 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: